![]() |
این تلسکوپ بزرگترین تلسکوپ جهان نیست، آینه اصلی آن با قطر 2.4 متر در مقایسه با تلسکوپ کک در هاوایی که 10 متر قطر دارد کوچکتر است. ولی این تلسکوپ که در مداری به فاصله 500 کیلومتری سطح زمین قرار دارد، از اثرات مختل کننده جو زمین به دور است.
این امر امکان میدهد تا جزئیات دقیقتری نسبت به تلسکوپ های مستقر در زمین دیده شوند و نیز طول موجهایی مثل فرابنفش که به سطح زمین نمیرسند قابل مشاهده باشند.
این تلسکوپ به نام اختر شناس آمریکایی، ادوین هابل، خوانده شده است.
دو ماموریت اصلی که به درستی برای تلسکوپ هابل در نظر گرفته شدهاند، عبارتند از مطالعه کهکشانها و مطالعه مهبانگ.
تلسکوپ هابل که تقریبا 14 متر طول 5 متر و 11500 کیلوگرم وزن دارد در 25 آوریل 1990 در مدار قرار گرفت.

صفحههای خورشیدی که در مدار برافراشته شدهاند و 10 متر طول دارند، توسط سازمان فضایی اروپا فراهم شدند. نوری که لوله تلسکوپ را بپیماید و به آینه اصلی برخورد کند ، بازتابیده میشود و به آینه کوچک دومی که در مرکز لوله قرار دارد بر میگردد.این آینه نور را به طرف آینه اصلی بر میگرداند و از سوراخی که در مرکز آن قرار میگذارند.
در پشت سوراخ چهار سنجش افزار علمی عمده قرار دارند که عبارتند از دو دوربین عکاسی و دو طیف نگار ، هر دو دوربین عکاسی میتوانند تصویرهایی مرئی و فرابنفش گرفته، دوربینها طوری طراحی شدهاند که تفکیک بسیار بهتری نسبت به آنجه بر روی زمین قابل دستیابی است بدست میدهند.
كمی پس از پرتاب معلوم شد كه آینه اصلی تلسکوپ هابل دارای اندکی اعوجاج کروی است و این نقصی است كه باعث میشود كه تصویرها حاوی 15 درصد نور متمركز شده باشند و باقی به صورت نامشخص پخش شود.
این نقص به تجهیزات آزمایشی معیوبی مرتبط میشد كه سالها قبل از پرتاب موقع ساختن آینه بكار رفته بود. اگر چه پردازش شدید رابانهای توانسته بود بیشتر مشكلات تصویرها را بر طرف كند و مشاهدات طیف نوری را همچنان به انجام برساند، توانایی تلسكوپ در ایجاد تصویر اجسام ضعیف نسل آنهایی كه در لبه عالم قرار دارند از بین رفته بود.
فضانوردان سفینه فضایی در دسامبر 1993 بیشتر از ده تعمیر عمده روی تلسكوپ انجام دادند. و از جمله ژپروسكوپهای جدید، صفحههای خورشیدی، آینههای تصحیح كننده بسیار دقیق و كوچكی روی آن نصب كردند و تلسكوپ را به كارآیی اپتیكی طرح اولیه بازگرداند.
هابل در طول سالها به کشفهای مهمی رسیده است.
از جمله میتوان به کاوش هستههای مربوط به خوشههای کروی ستارهها و کهکشانهای بیضوی غول آسا اشاره کرد.
برای اولین بار در سال 1924 برای اولین بار نشان داده شد که این کهکشانها از راه شیری خیلی دورترند. مطالعه این ستارهها در کهکشانهای دورتر توسط هابل نشان میدهد که عالم از آنچه قبلا تصور میشد کوچکتر و جوانتر است.
یک اکتشاف دیگر تایید پیشبینی نظریه مهبانگ در این مورد است که در آغاز پیدایش عالم فقط سه عنصر اول هیدروژن، هلیوم و اندکی لیتیوم تولید شدهاند. به کمک رصدهای هابل نشان داده میشود که این پیشبینی در واقع صحیح است و عناصر دیگر به مرور زمان در طول تاریخ کهکشان راه شیری در ابر نواخترها ساخته شدهاند.
تا به حال چهار بار فضانوردان اعزامی بوسیله شاتل به تعمیراتی بر روی هابل پرداختهاند، ماموریت تعمیراتی پنجم در مه 2009 انجام میشود.
در صورت موفقیت این ماموریت، انتظار میرود تلسکوپ هابل تا سال 2013 به کار ادامه دهد، تا در این هنگام با پرتاب تلسکوپ فضایی جیمز وب، بازنشسته شود.
دانشمندان یک روش غیرمعمول برای غلبه بر گرمای کره زمین یافته اند و اونهم اینه که کره زمین رو به یک منطقه خنکتر حرکت بدن! این ایده عجیب زائیده ذهن مهندسان ناسا و یکسری از اخترشناسان آمریکایی هست که معتقدن این روش در حدود ۶ بیلیون سال به عمر سیاره ما اضافه می کنه، به عبارت دیگر عمر مفید زمین ۲ برابر خواهد شد! اونها برای این کار طرحهایی هم ارائه دادن. جالبه بدونید که برای اینکار نیازی به نیروی عظیم برای حرکت دادن کره زمین نیست. فقط کافیه یک ستاره دنباله دار رو به سمت زمین هدایت کنن.

دکتر Laughlin که در مرکز تحقیقات ناسا در کالیفرنیا کار می کنه گفته که برای اینکار فقط لازمه یک ستاره دنباله دار و یا شهاب آسمانی رو به سمت زمین هدایت کنیم به طوریکه با سرعت از کنار و نزدیک زمین رد بشه و به این طریق میتونه مقداری از نیروی گرانشی خودش رو به زمین منتقل کنه. در نتیجه اینکار سرعت مداری زمین افزایش پیدا میکنه و به یک مدار بالاتر میره که از خورشید دورتر هست و به این ترتیب به یک منطقه خنکتر هدایت میشیم.

همچنین این مهندسان گفتن که بعد از اینکار، باید این ستاره دنباله دار
رو به سمت زحل و یا مشتری هدایت کرد تا روند رو به عقب اتفاق بیفته و
انرژیش رو از یکی از این ۲ سیاره غول آسا بگیره. بعدها مدارش اونو دوباره
به سمت زمین برگردونه و این روند تکرار میشه!
این گروه گفتن که هدفشون در نجات کره زمین کاملا جدیه و تنها چیزی که
احتیاج دارن پرتاب یک موشک شیمیایی به یک شهاب آسمانی یا ستاره دنباله دار
هست که در زمان مقرر آتش بگیره که چنین دانشی همین الان هم وجود داره!
این طرح جنبه های نگران کننده زیادی داره. مهندسین هوافضا باید تو هدایت اون شهاب آسمانی و یا ستاره دنباله دار به سمت زمین نهایت دقت رو مبذول بدارن چون کوچکترین اشتباهی در این زمینه، کره زمین رو در مدار آتش قرار خواهد داد و عواقب ویرانگری رو در پی خواهد داشت که کباب شدن محیط زیست زمین کمترین آنها خواهد بود.
* متن کامل مقاله در گاردین![]() |
این تلسکوپ بزرگترین تلسکوپ جهان نیست، آینه اصلی آن با قطر 2.4 متر در مقایسه با تلسکوپ کک در هاوایی که 10 متر قطر دارد کوچکتر است. ولی این تلسکوپ که در مداری به فاصله 500 کیلومتری سطح زمین قرار دارد، از اثرات مختل کننده جو زمین به دور است.
این امر امکان میدهد تا جزئیات دقیقتری نسبت به تلسکوپ های مستقر در زمین دیده شوند و نیز طول موجهایی مثل فرابنفش که به سطح زمین نمیرسند قابل مشاهده باشند.
این تلسکوپ به نام اختر شناس آمریکایی، ادوین هابل، خوانده شده است.
دو ماموریت اصلی که به درستی برای تلسکوپ هابل در نظر گرفته شدهاند، عبارتند از مطالعه کهکشانها و مطالعه مهبانگ.
تلسکوپ هابل که تقریبا 14 متر طول 5 متر و 11500 کیلوگرم وزن دارد در 25 آوریل 1990 در مدار قرار گرفت.

صفحههای خورشیدی که در مدار برافراشته شدهاند و 10 متر طول دارند، توسط سازمان فضایی اروپا فراهم شدند. نوری که لوله تلسکوپ را بپیماید و به آینه اصلی برخورد کند ، بازتابیده میشود و به آینه کوچک دومی که در مرکز لوله قرار دارد بر میگردد.این آینه نور را به طرف آینه اصلی بر میگرداند و از سوراخی که در مرکز آن قرار میگذارند.
در پشت سوراخ چهار سنجش افزار علمی عمده قرار دارند که عبارتند از دو دوربین عکاسی و دو طیف نگار ، هر دو دوربین عکاسی میتوانند تصویرهایی مرئی و فرابنفش گرفته، دوربینها طوری طراحی شدهاند که تفکیک بسیار بهتری نسبت به آنجه بر روی زمین قابل دستیابی است بدست میدهند.
كمی پس از پرتاب معلوم شد كه آینه اصلی تلسکوپ هابل دارای اندکی اعوجاج کروی است و این نقصی است كه باعث میشود كه تصویرها حاوی 15 درصد نور متمركز شده باشند و باقی به صورت نامشخص پخش شود.
این نقص به تجهیزات آزمایشی معیوبی مرتبط میشد كه سالها قبل از پرتاب موقع ساختن آینه بكار رفته بود. اگر چه پردازش شدید رابانهای توانسته بود بیشتر مشكلات تصویرها را بر طرف كند و مشاهدات طیف نوری را همچنان به انجام برساند، توانایی تلسكوپ در ایجاد تصویر اجسام ضعیف نسل آنهایی كه در لبه عالم قرار دارند از بین رفته بود.
فضانوردان سفینه فضایی در دسامبر 1993 بیشتر از ده تعمیر عمده روی تلسكوپ انجام دادند. و از جمله ژپروسكوپهای جدید، صفحههای خورشیدی، آینههای تصحیح كننده بسیار دقیق و كوچكی روی آن نصب كردند و تلسكوپ را به كارآیی اپتیكی طرح اولیه بازگرداند.
هابل در طول سالها به کشفهای مهمی رسیده است.
از جمله میتوان به کاوش هستههای مربوط به خوشههای کروی ستارهها و کهکشانهای بیضوی غول آسا اشاره کرد.
برای اولین بار در سال 1924 برای اولین بار نشان داده شد که این کهکشانها از راه شیری خیلی دورترند. مطالعه این ستارهها در کهکشانهای دورتر توسط هابل نشان میدهد که عالم از آنچه قبلا تصور میشد کوچکتر و جوانتر است.
یک اکتشاف دیگر تایید پیشبینی نظریه مهبانگ در این مورد است که در آغاز پیدایش عالم فقط سه عنصر اول هیدروژن، هلیوم و اندکی لیتیوم تولید شدهاند. به کمک رصدهای هابل نشان داده میشود که این پیشبینی در واقع صحیح است و عناصر دیگر به مرور زمان در طول تاریخ کهکشان راه شیری در ابر نواخترها ساخته شدهاند.
تا به حال چهار بار فضانوردان اعزامی بوسیله شاتل به تعمیراتی بر روی هابل پرداختهاند، ماموریت تعمیراتی پنجم در مه 2009 انجام میشود.
در صورت موفقیت این ماموریت، انتظار میرود تلسکوپ هابل تا سال 2013 به کار ادامه دهد، تا در این هنگام با پرتاب تلسکوپ فضایی جیمز وب، بازنشسته شود.
نظریه انفجار بزرگ یا مهبانگ در حال حاضر تنها توضیح ارائه شده درباره منشأ جهان میباشد که بطور گسترده پذیرفته شده است.

انفجار بزرگ بسیار پرانرژی و پرحرارت بود و در ثانیههای اولیه پس از انفجار فقط تشعشع و ذرات زیراتمی گوناگون در جهان وجود داشتند. تشعشعات باقیمانده از این انفجار هنوز به صورت امواج ضعبف مایکروویو در آسمان وجود دارند و از زمین قابل ردیابیاند. به این امواج تشعشع مایکروویو زمینه کیهان گفته میشود.
در اواخر دهه 1920، ادوین هابل (1953-1889)، ستاره شناس آمریکایی به بررسی نور دریافتی از ستارگان کهکشانهای دور دست پرداخت. او متوجه شد که طول موجهای این نور بلندتر از میزان مورد انتظار است. این پدیده که قرمز گرایی (red shift) نام دارد، نشان داد که کهکشانها با سرعت زیادی در حال دور شدن از زمین هستند.
هر چه ما بیشتر به عمق کیهان نظاره میکنیم در واقع بیشتر به عمق زمان گذشته مینگریم. یک ستاره را که در فاصله 10 سال نوری قرار دارد به همان صورتی میبینیم که 10 سال نوری قبل بوده است.
دورترین اجرامی را که انسان میتواند با تلسکوپهای بزرگ نجومی نظاره کند کوازارها Quasar هستند. Quasar مخفف عبارت نجومی Quasistallar object و عبارت است از عضوی از گروههای گوناگون ستارهمانند که دارای پرتوهای قرمز استثنایی میباشند و غالبا از خود فرکانسهای رادیویی و نیز امواج نوری قابل دیدن منتشر میکنند.)
آنها در واقع کهکشانهای کاملا جوانی هستند که در مراحل اولیه شکل گیری به سر میبرند. حال اگر انسان نگاهش را در سمت دلخواهی به دورتر و بازهم دورتر متوجه کند باید به مرزی برسد که در آنجا آغاز خلقت را مشاهده کند و به عبارت دیگر آن گاز داغ اولیه را ببیند که تمام کهکشانها ، ستارگان ، سیارات و موجودات از آن ایجاد شدهاند.
بنابراین میبایست پیرامون ما را پیوسته پوسته کاملا درخشانی در دور دست احاطه میکرد و آسمان هم میبایست شبها همچون روز روشن میشد اما این دیوار آتشین با سرعت زیادی از ما دور میشود زیرا که عالم لحظه به لحظه انبساط مییابد.
سرعت دورشدن به قدری زیاد است که نور این پوسته دارای طول موج بلندتری میشود که ما آن را فقط به صورت تشعشعات و امواج رادیویی دریافت میکنیم. وجود این پرتوها را میتوان با رادیو تلسکوپها به سادگی اثبات کرد این تشعشعات تکیه گاهی مهم برای اثبات فرضیه انفجار اولیه میباشد.
شواهدی در مورد انفجار بزرگ
تشعشع مایکروویو زمینه کیهانی بهترین دلیل اثبات نظریه انفجار بزرگ می باشد. این تشعشع بسیار ضعیف بوده و طول موج بسیار بلندی دارد. این مشخصات، کشف ادوین هابل (1952 - 1889)، ستاره شناس آمریکایی، را که گفته بود جهان در حال انبساط است، تأیید میکند. این تشعشع همچنین نظریه جورج گاموف (68 - 1904)، فیزیکدان آمریکایی اوکراینی تبار را تأیید میکند.(بقیه در ادامه مطلب
من
از عکسهای پانوراما لذت میبرم. نمیدانم چی در این عکسهاست که من را این
چنین جذب خودش میکند، اما در هر حال این احساس، وجود دارد :)
برای اینکه بیشتر بتوانیم دربارهاش صحبت کنیم یک نمونه از این عکسها را با هم نگاه می کنیم که من را شیفته خودش کرده است!
روی عکس لطفا کلیک بفرمائید تا بزرگ شود.
این عکس را کوچولوی دوست داشتنیمان، آپولوی 12 در 2 ژانویه 2004 گرفته است. این دومین باری بود که بشر بر ماه قدم میگذاشت. شاید برایتان جالب باشد دفعه اول در نوامبر 1969 بود!
بشر خیلی علاقه داشت بعد از آن تجربه ناراحت کننده یک بار دیگر ماهنوری کند. آن سال چارلز کنراد و آلن بین فقط 2 روز توانستند سطح ماه را سیاحت کنند و طبیعی است در آن سال، با آن امکانات، اطلاعات زیادی قابل یافت از سطح ماه نبود!
برای همین آلن بین با ابزارهای خاص گرافیکی عکسها را فرآوری کرد و به هم چسباندشان و شد این تا یادی از آن روزها زنده کرده باشد :)
حتما اطلاع دارید که عکسهای پانوراما به صورت خلاصه از چسباندن یک سری عکس بسیار شبیه به هم ساخته میشود.
تصویری پانوراما از سطح ماه، که با خود حرفهایی از دنیاهای دیگر دارد هیچگاه نمیتواند جای یک لحظه بودن در آن لحظه را بگیرد. حتی اگر خورشید آن عکس به اندازه خورشید خودمان که هر روز میبینیم، خودمانی باشد.
اما در هر حال این عکس مرا بینهایت شیفته خود میکند. شما میدانید چرا؟ :)
پینوشت: به سرم زده است تست کنم ببینم با استفاده از این راهنما و گوگل ارث میتوان عکسهای پانوراما درست کرد؟ { ببینید }
نام آن را مشتق از کلمه یونانی استرلابوس نوشتهاند و برخی در معنی آن به غلط «ترازوی ستارگان» را ذکر کردهاند. حمزه اصفهانی واژه «اسطرلاب» را معرب ترکیب فارسی «ستارهیاب» میداند. بسیاری از منابع تاریخی اختراع اسطرلاب را به هیپارخوس نسبت میدهند اما به نظر میرسد ایزارهای مشابه با تواناییهای مختلف در بین ستارهشناسان آشور و بابل رایج بوده و نمونههای یونانی نتیجه تکمیل این ابزارها بودهاست. از اسطرلابهای یونانی نمونهای در دست نیست. از قرن نهم میلادی تا قرن نوزدهم اسطرلابهای بسیاری در ایران و دیگر کشورهای جهان اسلام ساخته شد. به گفتهای نخستین سازنده اسطرلاب در میان مسلمانان محمد فزاری پسر ابراهیم فزاری بودهاست. تا چندی پیش احتمال میرفت که کهنترین اسطرلابی که تاکنون باقی مانده، در ۳۷۴ق/۹۸۴م به دست دو برادر اصفهانی به نامهای احمد و محمد بن ابراهیم در اصفهان ساخته شده باشد. اما ظاهراً کهن ترین نمونه شناخته شده که نام سازنده و تاریخ ساخت برآن حک شدهاست اسطرلابی است که به گواهی کتیبه کوفی پشت کرسی آن به دست «بسطلس» در تاریخ ۳۱۵ هجری قمری ساخته شدهاست اجزای اسطرلاب حلقه عروه کرسی اُم حجره صفایح عنکبوتیه عِضاده محور فرس یا اسبک اسطرلاب بیش از ۳۰۰ کاربرد دارد.[نیاز به ذکر منبع] از کاربردهای زمان اسلامی آن میتوان به قبله یابی و تعیین ساعات اذانها اشاره کرد. به برخی از کاربردهای نجومی آن در زیر اشاره شدهاست: نمایش آسمان در لحظه دلخواه محاسبه زمان طلوع و غروب اجرام آسمانی در زمان دلخواه اندازی گیری فواصل و ارتفاعات با روشهای هندسی و مثلثاتی محاسبه مکان اجرام آسمانی در آسمان تعیین زمان از طریق مشاهده اجرام آسمانی تعیین طول روز و طول شب یکی دیگر از کاربردهای اسطرلاب در زمانهای گذشته طالع بینی بودهاست.قدیمیان اعتقاد داشتند که صورت فلکی ای که در لحظهٔ تولد هر کس، در حال طلوع است، صورت فلکی طالع آن فرد است. آنها برای هر یک از آن صورت فلکیها خصوصیاتی را در نظر گرفته بودند که همان خصوصیات فرد بودند. اما آنها فقط از صورت فلکیهای دایره البروجی برای این کار استفاده میکردند که این صورت فلکیها در اسطرلاب نشان داده شدند و به کمک اسطرلاب به راحتی میتوان صورت فلکی طالع هر فرد را، با دانستن موقعیت خورشید در آن لحظه، مشخص کرد.

همواره خطر برخورد اجرام نزديک زمين ما را تهديد می کند. برای تخمين احتمال برخورد می توان از مطالعه دهانه های برخوردی زمين سود جست. گمان می رود در ۶۵ ميليون سال پيش برخورد يک جرم بزرگ به زمين باعث از بين رفتن گونه هايی از حيات از جمله دايناسورها شده باشد. به طور ميانگين در هر چند هزار سال انتظار برخورد سيارکی به قطر يک کيلومتر وجود دارد که می تواند عوارض گسترده ای را به جا بگذارد. در هر ۱۰۰ سال احتمال برخورد جرمی به قطر ۵۰ متر وجود دارد. چنين برخوردی می تواند دهانه ای به قطر بيش از يک کيلومتر به جا بگذارد.ميزان تخريب به اندازه ، سرعت، چگالی اين اجرام بستگی دارد. سرعت بالای جرم برخوردی( دهها تا صدها کيلومتر در ثانيه) باعث می شود که انرزی جنبشی زيادی به وجود آيد. قدرت تخريب سيارکی با قطر يک کيلومتر که با سرعت ۲۰ Km/s به زمين برخورد می کند معادل انفجار ۵۰ هزار مگاتن TNT است. تعدادی از سيارکهای نزديک زمين معروف به سيارکهای خطرناک به فاصله کمتر از 0.05 واحد نجومی از زمين می رسند. کشف و تعيين دقيق مدار آنها از اهميت فوق العاده ای برخوردار است. تا کنون حدود ۶۰۰ سيارک خطرناک شناخته شده است. اهميت اجرام نزديک زمين باعث شده است که اخترشناسان به کشف و مطالعه آنها بپردازند. تا سال ۱۹۷۰ فقط ۳۰ سيارک نزديک زمين کشف شده بود. امروزه با استفاده از تکنيک هايی همچون پردازش داده، تصوير برداری ميدان باز تعدا د آنها در حال افزايش است.تا کنون سفينه هايی مانند NEAR برای ملاقات با اين اجرام استفاده شده است و طرحهايی برای کشف و شناسايی اين اجرام وجود دارند که LINEAR , NEAT نمونه هايی از آنها هستند. تخمين زده می شود که حدود 1500 NEO با قطر بيش از يک کيلومتر وجود داشته باشد. بسياری از اين اجرام کوچک و کم نور هستند.(قدر ۱۹ يا حتی کم نورتر) بنابر اين بسياری از آماتورها به ابزارهای مناسب برای کشف آنها دسترسی ندارند. اما رصد آنها کمک شايانی به تعيين دقيق مدارشان وپيش بينی موقعيت آنها می کند.گاهی اوقات فاصله بين زمان کشف يک NEO و زمان نزديکی آن به زمين کوتاه است که اين موضوع می تواند بسيار خطرناک باشد. اخيرا" مجريان طرح LINEAR موفق به کشف سيارک 2004FH شدند. در کمتر از دو روز بعد اين سيارک ۳۰ متری به فاصله ۴۲۷۰۰ کيلومتری زمين رسيد. اين فاصله 1/9 فاصله زمين تا ماه است.بدين ترتيب اين سيارک رکوردی را به جا گذاشت و خطر از بيخ گوشمان گذشت.
اجرام داخلی کشف شده منظومه شمسی تا سال ۱۹۹۸
چون NEO ها به زمين نزديک هستند خيلی سريع جابه جا می شوند. مثلا" سيارک 2004FH وقتی به نزديکترين فاصله از زمين رسيد در هر ثانيه ۱۰ ثانيه قوسی جابه جا می شد. در اين هنگام اثر اختلاف منظر مهم است و منجمان آماتور با رصد اجرام از مکانهای مختلف به تعيين مدار آنها کمک می کنند تا هر گونه برخورد احتمالی پيش بينی شود. خطری که همواره ما را تهديد می کند و بايد مراقب باشيم
چشم گربه نبولا
هدف از ساخت کاوشگرها حمل دوربینهای تلویزیونی و ابزارهای لازم برای جمع آوری اطلاعات به فضا است. این ابزارها اطلاعات جمع آوری شده را به زمین مخابره میکنند. موشک پرتاب، تنها سرعت اولیه لازم را به کاوشگرهای فضایی میدهد، و این موتورهای خود کاوشگر هستند، که به آنها اجازه تغییر جهت می دهند. انرژی کاوشگرهایی که به اکتشاف بین سیاره ای مشغولند، بوسیله سلولهای خورشیدی تامین میشود، ولی انرژی کاوشگرهایی که در قسمتهای دورتر منظومه شمسی درحال اکتشاف هستند، بوسیله مواد رادیواکتیو تامین میشود. معمولا جهت آنتن های رادیویی بطرف زمین است، تا از یک س. تصاویر و اطلاعات جمع آوری شده را به زمین بفرستند و از سوی دیگر دستورات لازم را از مرکز هدایت زمینی دریافت کنند.

وظایف مدارپیما
کاوشگری که در مدار یک سیاره قرار می گیرد، میتواند آن را از نزدیک مشاهده کند و تصاویری از آن را نیز به زمین بفرستد. این تصاویر سطح کامل سیاره مذکور را با جزئیات به تصویر می کشند. کاوشگرهایی که در مدار سیاره زهره می چرخیدند، برای نفوذ در لایه ابرهای ضخیم و نقشه برداری سطح زیر آنها از رادار استفاده می کردند. کاوشگرها بدلیل سالها ماندن در مدار یک سیاره، می توانند تغییرات سطح سیاره مذکور را ضبط کنند. برای مثال، مدارپیماهای وایکینگ به مدت 4 سال در مدار مریخ باقی ماندند و توانستند طوفانهای غباری در سطح مریخ را با جزئیات ضبط کنند. اگر در یک ماموریت از سفینه فرود استفاده شود، مدارپیما می تواند پیامهای ارسالی سفینه فرود از سطح یک سیاره یا قمر را گرفته و به زمین مخابره کند. پیامها در زمین بوسیله رایانه های مرکز هدایت تجزیه و تحلیل میشوند.

وظیفه سفینه فرود
کاوشگرهای فرود به جمع آوری نمونه های خاکی و سنگی در سطح سیاره می پردازند. دانشمندان نمونه ها را از نظر ساختار شیمیایی مورد تجزیه قرار می دهند تا عناصر تشکیل دهنده آنها را کشف کنند. البته می توان این نمونه ها را به زمین آورد و در اینجا به مطالعه آنها پرداخت. کاوشگرهای وایکینگ که در سال 1976 در سیاره مریخ فرود آمدند، آزمایشگاهای خود ابزار خودکار مجهز کرده بودند. این ابزار خاک را برای یافتن نشانه های حیات آزمایش می کردند.آنها همچنین هوای سیاره مریخ را مورد مطالعه قرار دادند. از دیگر کارهای آنها می توان به فرستادن تصاویر دقیق محلهای فرود در سیاره مریخ به زمین اشاره کرد.

بازویی از سفینه خارج شده و نمونه های سنگی و خاکی را جمع آوری میکند.

این سفینه که به مریخ فرستاده شد، مجهز به بازوهایی برای جمع آوری نمونه های خاکی و سنگی و همچنین رایانه ای برای تجزیه این نمونه ها بود.
زباله های فضایی
با پرتاب هر موشک به فضا، مقدار بیشتری زباله در مدار زمین جمع می شود، و این خطر برخورد فضاپیماها به هم را در آینده بیشتر میکند. زباله های فضایی شامل ماهواره های از کار افتاده و اجزاء ماهواره هایی می شود که در فضا متلاشی شده اند. زباله های مدار نزدیک زمین مجددا به جو زمین برمی گردند؛ تکه های کوچکتر می سوزند و تکه های بزرگتر بمانند قسمتهای ایستگاه فضایی اسکای لاب در سال 1979 در زمین فرود می آیند. در فاصله های دورتر از زمین ، زباله ها برای سالها در مدار باقی می مانند بسیاری معتقدند که ماهواره ها در مدار زمین ساکن می توانند تا بیش از یک میلیون سال را در آنجا باقی بمانند. حدود 7000 جرم آسمانی در حال گردش در فضا بوسیله رادارها ردیابی شده اند. از این تعداد تنها کمتر از 400 مورد را ماهواره هایفعال تشکیل می دهند.تکه های زیادی از زباله ها آنقدر کوچکند که قابل ردیابی نیستند، اما همین تکه برای ایجاد خطر به اندازه کافی بزرگ هستند.

تکه های ریز زباله قادرند به فضاپیما آسیب برسانند، یک ذره ممکن است این حفره 4میلی متری را در پنجره شاتل فضایی ایجاد کند

اگر موجودات فضايي و بيگانه با فاصله دهها سال نوري از ما رادار و امواج راديويي
FM داشته باشند، بالاخره ما ميتوانيم به كمك فناوري جديد صداي آنها را بشنويم.
به گزارش ايسنا يك طرح پيشنهادي براي تعبيه كردن يك نرم افزار شناسايي بر روي تلسكوپهاي راديويي
جديد كه در ابتدا براي مشاهده كائنات طراحي شده بودند، ميتواند به منجمان امكان دهد كه در زمين به
صداهاي هر روزه از فواصل دور از ساكنان كرات ديگر شبيه به انسان گوش فرا دهند.
آوي لوئب، استاد نجوم در مركز اخترفيزيك هاروارد در كمبريج دراينباره، اظهار داشت:
اين تلسكوپ ميتواند واقعا هر چيزي را كه غيرعادي و مشكوك به نظر ميرسد شناسايي كرده و آن را دنبال كند.
تاكنون جست و جو براي زندگي فرا زميني وابسته به مشاهدات و رصدهاي معمولي و متداول
بوده كه مبتني بر برداشت كردن امواج راديويي با فركانس بالا صورت ميگرفته است.
چنين امواج راديويي با فركانس بالا كه احتمال دارد از ساكنان ساير كرات منتشر شود، تنها
در صورتي كه آنها اين امواج را آزادانه مانند چراغهاي چشمك زن به فضا بفرستند، قابل تشخيص هستند.
بررسي اين سيگنالها تاكنون به منجمان امكان داده است كه پرتوهاي متصاع
د شده از كهكشانها، سياه چالهها، كوتولهها، ستارهها و ساير اجرام كيهاني را به ثبت برسانند
و در عين حال نيز از مداخله سيگنالهايي با فركانس كوتاه كه از رادارهاي زميني منتشر ميشوند، جلوگيري كنند.
به گزارش ايسنا، اما اگر اين موجودات فضايي امواج راديويي با طول موج كوتاه توليد كنند،
چطور؟ آيا در اين صورت نيز ما ميتوانيم صداي اين امواج را بشنويم؟
همانطور كه شنيدن كانالهاي راديويي AM بر روي دريافت كننده FM براي ما
غيرممكن است لذا شايد ما هرگز با روشهاي فعلي نتوانيم صداي اين موجودات را با فركانسها پايين بشنويم.
از اين رو محققان در حال حاضر در تلاش براي ساخت ابزار نويني هستند كه بتوانند
اين قبيل اصوات را بشنوند و شايد اين راهي براي يافتن موجودات بيگانه باشد

گاما را با انرژی در حدود دهها میلیارد الکترون ولت تابش میکند!
شیوا نیسانی
تلاش ستارهشناسان دانشگاه «آریزونا» و «آدلاید» استرالیا منجر به کشف مکانیزمی شد که این پرتوهای پر انرژی را تولید میکند. بنا به گفته دانشمندان پروتونها با سرعتی باور نکردنی به پروتونهای کم انرژی برخورد میکنند و پرتوهای پر انرژی گاما را به وجود میآورند.
بنا به گفتهی «دیوید بالانتاین»(David Ballantyne) پس از اتمام ساخت «هاردن کولیدر بزرگ»(The Large Hadron Collider) در «CERN» میتوانیم مشابه این اتفاق را در زمین مشاهده کنیم. آنگاه میتوانیم به ذرات پروتون تا ۷ میلیارد الکترون ولت شتاب دهیم. بالانتاین با همکاری پرفسور«فولویو ملیا»(Fulvio Melia) این دستاوردهای جدید را منتشر کردند.سیاهچاله کهکشان ما به پروتونها انرژی معادل ۱۰۰ میلیارد الکترون ولت میدهد. بنا به گفته این تیم تحقیقاتی، این سیاهچاله در مقایسه با سیاهچاله های پر جرم کهکشانهای دیگر تقریبا غیر فعال است.
ملیا فرضیه اینکه در سیاهچاله راه شیری چه اتفاقی میافتد را سالهای متمادی توسعه داد. ملیا و گروهش میدان مغناطیسی قدرتمند و بینظمی را که شتاب دهنده پروتونها و دیگر ذرات نزدیک سیاهچاله است را پیدا کردند.با گذشت ۳۰ سال از زمان کشف سیاهچاله مرکز راه شیری کماکان منبعی برای اکتشافات شگفت انگیز به شمار میرود.
سیاهچاله راه شیری یکی از پر انرژیترین شتاب دهندههای ذرات در کهکشان است و با استفاده از پلاسمای مغناطیسی، پروتونها را به دام میاندازد و سپس با سرعت بسیار بالایی به بیرون پرتاب میکند.بالانتاین با بررسی نقشهها و تصاویر غبارهای میان ستارهای که در فاصله حدود ۱۰ سال نوری از مرکز کهکشان هستند به دانستههای جدیدی دست یافت.
ذرات شتابدار پروتون که در مرکز کهکشان تولید میشوند، پرتو گاما تولید میکنند. با بررسی مسیر حرکت ۲۲۲۰۰۰ پروتون مشخص شد که نیروی مغناطیس مسیر آنها را تغییر میدهد.اگرچه این ذرات تقریبا با سرعت نور حرکت میکنند، اما به دلیل حرکت کاتورهای صدها سال طول میکشد تا به اندازهی ۱۰ سال نوری از مرکز کهکشان فاصله بگیرند.این ذرات پر انرژی از سیاهچاله فرار و به سوی محیط میان ستارهای حرکت میکنند. جایی که پروتونهای کم انرژی مانند گاز هیدروژن قرار دارند و پس از برخورد با این ذرات پرتوهای گاما تولید میشود.
بالانتاین، ملیا و دیگران دریافتند که این رویداد میتواند زیاد بودن انرژی و روشنایی پرتوی گاما را که پیش از این مشاهده شده بود توضیح دهد. شاید بتوانیم با این اکتشافات دلیل ایجاد جتهای غول پیکر در سیاهچالههای عظیم(مانند کوازارها) را بیان کنيم. فقط ۳۱ درصد از ۲۲۲۰۰۰ ذره بررسی شده در مسیر حرکتشان در فاصله ۱۰ سال نوری پرتو گاما تولید میکنند. ۶۹ درصد آنها به فاصلههای دورتر فرار میکنند. همچنین ممکن است که این پرتوها به پروتونهای سیاهچاله شتاب بیشتری دهند
زحل بعد از سیاره مشتری بزرگترین سیاره در منظومه شمسی می باشد. این سیاره دارای هفت حلقه مسطح به دور خود است. این هفت حلقه در واقع شامل تعداد زیادی حلقه های باریک که با ذرات یخی درست شده اند، می باشند. این حلقه ها زحل را به یکی از زیباترین اجرام آسمان در منظومه شمسی تبدیل کرده اند. به جز زحل، سیارات مشتری، نپتون و اورانوس نیز دارای حلقه هایی می باشند که نسبت به حلقه های زحل بسیار کم نورترند.
|
|
|
زحل سیاره ایست با هفت حلقه به دور خود. در این تصویر قسمتی از حلقه ها در سایه سیاره پوشانده شده است. سفینه کاسینی که در سال 1977 برای مطالعه زحل ارسال گردید، این تصویر را با نور واقعی از این سیاره تهیه کرد. |
قطر زحل در استوا 120.540 کیلومتر، تقریبا 10 برابر قطر زمین است. این سیاره از زمین با چشم غیر مسلح قابل رویت است البته حلقه های آن دیده نمی شوند. زحل آخرین سیاره ای بود که ستاره شناسان باستان موفق به کشف آن شده بودند. این سیاره به مناسبت خدای کشاورزی رومیان، ساتورن نام گرفت.
زحل در مداری بیضی شکل به دور خورشید در حرکت است. بیشترین فاصله آن از خورشید 1.514.500.000 کیلومتر و کمترین فاصله آن 1.352.550.000 کیلومتر است. یک سال در زحل معادل 10.759 روز و یا 5/29 سال زمینیست.
بقیه در ادامه مطلب
گردش
زحل علاوه بر گردش انتقالی خود به دور خورشید، حول محور عمودی فرضی خود نیز در گردش است. زاویه این محور 27 درجه می باشد.
بعد از مشتری، زحل سریعترین گردش وضعی در بین سیارات دیگر منظومه شمسی را دارد. یکبار گردش این سیاره به دور خود تنها 10 ساعت و 39 دقیقه به طول می انجامد. به دلیل این حرکت گردشی سریع، قطر استوایی این سیاره 13.000 کیلومتر از قطر قطبی آن بیشتر است.
سطح و جو
بیشتر دانشمندان معتقدند که این سیاره یک غول گازیست و هیچ سطح جامدی ندارد. به هرحال، به نظر می رسد که زحل دارای یک هسته داغ و جامد آهنیست. اطراف این هسته متراکم، هسته خارجی قرار گرفته که احتمالا ترکیبی از آمونیا، متان و آب می باشد. یک لایه از هیدروژن به شدت فشرده پیرامون هسته خارجی وجود دارد. در بالای این لایه، منطقه ای چسبناک (شربت مانند) متشکل از هیدروژن و هلیوم جای گرفته است. هیدروژن و هلیوم در نزدیک سطح به شکل گاز در می آیند و با اتمسفر زحل که عمدتا ترکیبی از همین دوعنصر است مخلوط می شوند.
یک لایه فشرده از ابر کل سطح زحل را پوشانده است. در تصاویر به دست آمده از این سیاره مناطق و کمربندهای رنگی قابل تشخیصند. چنین مناطقی احتمالا به خاطر تفاوت دما و ارتفاع ابرها در قسمتهای مختلف ظاهر می گردند.
گیاهان و حیوانات مقیم زمین نمی توانند در زحل دوام بیاورند. دانشمندان شک دارند که گونه زیستی در این سیاره یافت شود.
|
*نام و نام خانوادگی/span> |
|
* آدرس ایمیل: |
|
موضوع پیام: |
|
*پیام: |
|
|