
امشب دوباره هوای گریه دارم
بازهم غم دوری تو را در سینه دارم
دیگر پنجره ای رو به چمن زار باز نیست
دیگر رخ چون آفتابت در آسمان چشمانم نیست
گلها دیگر همه پژمرده اند
رودها همه مرده اند
آسمان عجیب بغض گریه دارد
در فراق تو گویی یک پارچه سیاه به تن دارد
گل دیگر نمی روید
دوباره هوای تو را دارد
غنچه دیگر نمی خندد
از روزی که تو رفتی چشم از در نمیکند
با غچه دیگر شاداب نیست
نسیم دیگر رخ نواز نیست
باغچه به رخ زیبایت عادت کرده بود
طراوت و شادابی اش را از تو وام گرفته بود
نسیم به لطافت رویت عادت کرده بود
رسم نوازشگری را از تو یاد گرفته بود
بیا که دیگر تاب و توانم نیست
آرزوی دیدارت می دانم که دور نیست
غنچه میگوید این همه چشم انتظاری را چرا پایانی نیست ؟
عمرم تمام شد رویم دیگر سرخ نیست
دوری تو گرچه سخت باشد
همه لطف سختی اش به آمدنت باشد
همه زیبایی عشق به انتظار است
همه شیرینی اش به امدن یار است

منتظر اپ بعدی من درباره اموزش کامل کرک کردن Norton Internet Security ۲۰۰۸
باشید که این رو دیگه هیجا پیدا نمیکند یعنی عمر اگه یه کرک برای این نرم افزار یاحتی اموزشش رو توی اینترنت پیدا کنید کاری نداره همین الان یه سرچ توی گوگل بزنید ببینید چی گیرتون میاد

يك شب يك خواب يك رويا
هيچ كس نبود من بودم و تو وخدا
تو بودي فرشته رويا هام
من بودم پادشاه قصر رويا هام
تو بودي ملكه من بودم اون پادشاه خسته
جون دوباره ميشدي ميچيدم گل قرمز برات دسته دسته
من وتو با هم ميرفتيم تا اوج بالا تر از ابرها
برام ميخنديدي من ميشدم پادشاه دنيا بعد از خدا
تو اوج سختي دستت رو ميدادي بدستم
من ميشدم اون فرهاد و ميگرفتم تيشه بدستم
تو اوج غم ها ميان كوير تنهاي تنها
نوازش دستهات اون خندهات ميشد بارون رحمت براي اين كوير تنها
به وقت خوشي ميشدي مي و مستيم
ميخوردم از اون مي و ميشد كامل خوشبختيم
آره من وتو بوديم تو اون رويا اون شب
چي ميشد اگه به واقعيت تبدیل ميشد اون رويا يك شب
سلام بجه ها من یک دعوت نامه پرشین گیگ میخوام ج.ن مادرتون هرکی داره یکی برا من هم بفرسته
به خدادعاتون میکنم (هرکی برام بفرسته یا برام جور کنه یه جایزه پیش من داره برایاونهای خوبه که
با ف-ی-ل-ت-ر-ی-ن-گ- مشکل دارن
كاش چشمانم با چشمانت آشنا نبود
نگاهم در پس چشمانت زنداني نبود
كاش قلبم ديگر برده عشق تو نبود
در بازار برده فروشان در پي غلامي تو نبود
كاش ديگر عشقت در وجودم نبود
اخر اين چنين عاشق شدن در سرنوشتم نبود
كاش ديگر چشمانم حيران تو نبود
به هر قدم در تمناي تو نبود
كاش ديگر قلبم در پي عشق تو نبود
به هر نظر در به در وگمراه پيچ وتاب زلف تو نبود
كاش ديگر قلبم خرابه نشين عشقت نبود
به هر تپش ستايشگر رخ زيبايت نبود
كاش يك شب چشمانم آسوده در خواب بود
در خواب وخيالم رخ چون آفتابت نبود
كاش پشت پلكهايم عكس تو حكاكي نبود
ديگر آسوده ميخوابيدم آخر ديگر آفتاب نبود
نه آسوده خوابيدن نمي ارزد به نديدنت
كاش ديگر آدم را نياز به خواب نبود
كاش اين همه رنجها را پاياني بود
كاش دستت در دستم بين ما اين همه فاصله نبود
راستش ربط این عکس رو به شعر بالا نمیدونم همین جوری گذاشتم تا این
پست خالی از عکس نباشه عکشم یکم با معنیه
خواستم عشقت را فرياد كنم گفتي سكوت كن
خواستم بگويم دوستت دارم گفتي سكوت كن
آري سكوت كردم شايد معني سكوتم را بفهمي
شايد دوست داشتنم را از نگاهم بفهمي
سكوت كردم شايد راز قلبم را بخواني
عشقم را از اشك چشمانم بخواني
سكوت كردم شايد گونه هاي خيسم را ببيني
در مرواريد اشكهايم عمق رنجهايم را ببيني
سكوت كردم تا معني لرزش لبهايم را بفهمي
در پس لرزش صدايم عمق احساساتم را بفهمي
سكوت كردم تا معني بغضم را بداني
حرفهاي نگفته ام را در اشكهايم بخواني
آري سكوت كردم تا بگويم دوستت دارم
چشمهايم را بستم تا بداني در پشت پلكهايم نيز عكس تو را دارم
خسته ام از این همه تنهایی
خسته ام از این همه بیقراری
از این همه دورنگی
از این همه دلتنگی
خسته ام دلم بی تو گرفته
انگار بغضی راه گلو یم را گر فته
خسته ام کسی حرف دلم را نمی فهمد
انگار دستی راه فریا د م را گرفته
خسته ام از این همه تکرار بیهوده
از این همه فرسودگی از تفلا های بیهوده
خسته ام بس که در دل فریاد زدم
از فریادهای بی جواب از این همه بغض بیهوده
خدایا آزادگی ورهاییم پس کی؟
جواب فریادهای دلم را کی میدهی کی؟
خدایا دلم گرفت از این بیهودگی
تازگی آسودگی کی میدهی کی؟

اینو فکنم 1 ماه پیش گفتم
بیچارها منظورم سعدی و حافظ و مولانا .........اگه الان زنده بودند مطمنا تا الان 2/3 تا سکته اساسی
زده بودن الا ن هم شاید بیچارها تنشون تو گور میلرزه اخه فکنم ایندفه بد جور پا تو کفششون کردم نه
خبرآورندند که خبر نیست
گفتند برو که دگر لیلی تو اینجا نیست
گفتند به عزاسیاه پوش
که لیلی ات رفت ودیگر به فکر تو نیست
تو که بودی دربه در او
بی تو رفت ودیگر خبرش نیست
گفتند از فکر وخیا لش به درآی
که این در به دری خوش عاقبت نیست
مگر لیلی ات قلبش برای تو نبود
پس اکنون کو کجاست چرا خبرش نیست
بگفتم لیلی ام داند که به قلب ناز او بسیار دارم
به ناز رخ پنهان کرده و خبرش نیست
زچشمانش دایم می ; می نوشم ومستم
داند مستی گناه است جام ومی پنهان کرده وخبرش نیست
داند که چشمها ندارد تحمل آفتاب سوزان
رخ چو آفتابش پنهان کرده وخبرش نیست
دارم به قلب رخ ناز و چون شرابش را
شراب از عوام پنهان کرده وخبرش نیست
هردوداریم در قلبمان شور شوق هم
عشق در قلب باید قلب جای هر گل حرز نیست
امان از اين تنهاي
اي صد داد از غم تنهايي
كجايي اي عشق رويايي
كه صد داد از اين جدايي
مرغان همه جستند از اين درياي طوفاني
من ماندم به عشق تو در اين گرداب تنهايي
منم و روياي يك عشق خيالي
در اين كوچه سرد و پر زتنهايي
مرغان همه به وقت رفتن گفتند بيا
چرا كه تو دگر باز نمي آيي
نرفتم وماندم در اين روياي خيس وباراني
چون ميدانم مي آيي يك روز ; ز افق روشنايي
قبل از نوشتن شعر ها بگم که من نه خوم را شاعر مدونم نه اصلا شاعرم هر وقتی دو سه تا خط نیمچه شعر میگم
وای اگر عقل داند که دل دیوانه تو شد
وای اگر داند که قلب کاشانه تو شد
خوشا آن چشمی که حیران تو شد
به هر قدم مست ونظاره گر تو شد
وای بر من اگر آن یکتا داند
که آن هوری که ازجنت بیرون شد
به زمین آمد و از صد غم ویران شد
دوباره به صد ناز کشی چو من مجنون آباد شد
آن روز که پرده حجاب از رخ تو شد
هوشیاران مست وگل از رخ خود محزون شد
از آن روز که آن هوری بر زمین شد
به هر قدم نافه خوشش به شامه جهان شد
عطر وبویش عطر ابای درویشان
از آن پس کس ندانست که چه غوغایی در دلها شد
از آن روز که آن هوری قدم به بیابان دل ما نهاد
چشم گلستان .دل جنت آباد شد
آری زمنیان به دنبالش نیاید ونگردید
که هرکس آمد به جمع این مستان اضافه شد
نیمچه شاعر خودم(ساسان)
|
*نام و نام خانوادگی/span> |
|
* آدرس ایمیل: |
|
موضوع پیام: |
|
*پیام: |
|
|